سلام
امشب بابا رو بردیم دکتر
دلم گرفته
خیلی دلم گرفته
گفتن بستری بشه
معالجه سختی داره

هیچ کدوممون دلمون نمیاد بستری بشه
می دونم خیلی اذیت می شه دارم
دلم نمی خواد اینجوری اذیت شه اما می ترسم
این بیمارستانا که فقط آدمو بدتر می کنن
کاش با دارو خوب میشد و احتیاج به بستری نبود
دلم گرفته و ناراحتم
حتی دوست ندارم در موردش با کسی حرف بزنم

همیشه وقتی دلم می گیره دوس دارم یکی دلداریم بده اما این بار حس بدیه
اصلا نمی خوام با کسی درد و دل کنم
دلم حال بدیه
حتی فکر این که بابا رو تخت بیمارستان باشه ناراحتم می کنه




